المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
185
مروج الذهب ( فارسى )
كه با سرعت برق ميرفته و گاه با يكى از حيوانات روى زمين برخورده و آن را تلف كرده است و بسا شده كه از پرواز شبانه و حركت آن در هوا صدائى چون باز كردن جامهء نو به گوش ميرسيده و بىخبران و زنان گويند اين صداى جادوگرى است كه پرواز مىكند و بالهاى كتانى دارد . مردم در اين زمينه گفتگو بسيار دارند و استدلالشان اينست كه در عنصر آب حيواناتى بوجود مىآيد بنابر اين ميبايست در دو عنصر سبك يعنى هوا و آتش نيز موجودات و حيواناتى بوجود آمده باشد چنان كه در دو عنصر سنگين خاك و آب بوجود آمده است . مسعودى گويد حكما و ملوك وصف باز گفته و اوصاف جالب آورده و ستايش مفصل كردهاند . خاقان ملك ترك گفته « باز شجاع با اراده است » و كسرى انوشيروان گفته « باز رفيقى است كه اشاره را نيكو دريابد و فرصت را اگر ميسر شد از دست ندهد . » قيصر گفته « باز پادشاهى بزرگوار است اگر محتاج شود بگيرد و اگر بىنياز شود رها كند . » و فيلسوفان گفتهاند « از باز سرعت طلب و نيرومندى در كار تحصيل روزى آموز » بهنگام اوج گرفتن اگر شاهبال باز دراز و بالهايش بلند بود دور تر و تندتر مىتواند رفت چون قوش كه دور پرواز است و تندرو و از پرواز مكرر وا نمىماند كه شاهبالش بلند و پيكرش پر مايه است و باز كوتاه پرواز است از آن رو كه بالهايش كوتاه و پيكرش لاغر است و اگر دور پرواز كند واماند و به زحمت افتد . آفت پرندگان شكارى كوتاهى شاهبال است نه بينى كه دراج و پا كوتاه و كبك و امثال آن كه شهبالشان كوتاه است چگونه اوج پروازشان كم است . ارستجانس گويد : باز پرندهايست كه پرده پهلو ندارد و آنچه را كه در بازو كم دارد در پنجه و پا دارد ، از همه پرندگان كم جثهتر و پردلتر و شجاعتر است زيرا حرارتى در او هست كه در پرندگان ديگر نيست سينهاش را ديدهايم كه از عصب بافته شده و گوشت ندارد . » جالينوس ضمن تأييد گفتار ارستجانس گويد : « باز آشيانه نگيرد مگر در